صبح که می شود
دلم می خواهد...
یک سبد بردارم
و به نانوائی کوچه سلامی بکنم
بخرم چند نسیم، ببرم پیش نگاه دلدار
چای هم دم شده است...
نوبت لقمه ی او
بگذارم بوسه، بر لب تُرد یار
و نسیمی که خریدم، بشود یک طوفان...
برچسب: نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00
به دلم ، به دلم افتاده که برمیگردی یه روزآخه قلبای ما به هم حس داره هنوزاگه حتی پیدا شه هر کی بهتر ازتدلِ من میمونه رو حالش با تو فقطبا تو ام ، با تویی که پُر شده عکسات دور و ورمکه نمیرن خاطره هات از
برچسب: نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:30
دلم میخواد باهات باشم ، مثل یه شعر توو سینتدلم میخواد دو تا دستام ، یه هیزم شن توو شومینه اتدلم میخواد که یه آهنگ ، تووی گوشیِ تو باشمتنت دنیائیه من هم میخوام مارکوپولو باشممیخوام خوش بختیو عشقو ، ببی
برچسب: نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1398 ساعت: 19:30